شهدای مدافع حرم
خانه / خاطرات / غسل شهادت
سردار شهید مجید کبیرزاده

غسل شهادت

«صبح روز عمليات کربلای پنج، مجید از خط آمد و گفت: «گرسنه ام!» گفتم: «مقداری نان خشک و کنسرو دارم.» مجد گفت: «تا آماده کنی، میروم غسل غسل شهادت می کنم و بر میگردم.» مجد رفت و غسل کرد و برگشت. کنار هم، سر سفره مقداری نان خشک و کنسرو خوردیم. او از دوستان خداحافظی کرد و رفت. عصر آن روز خبر شهادت مجید رسد. نمیدانم از خدا چگونه درخواست کرد که به شهادت دست یابد!
مصاحبه با حسين محبّي، همرزم شهيد مجید کبیرزاده.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

x

حتما ببینید

«پِیک‌شدن» فرماندۀ گردان

اواخر تابستان63 همزمان با ادامۀ آموزش‌های گردان‌یاسر، احمد کاظمی طی یکی از سرکشی‌های منظم خود ...