شهدای مدافع حرم
خانه / خاطرات / زنده ماندن 3‌ نیرو در خط پدافندی

زنده ماندن 3‌ نیرو در خط پدافندی

از حدود 11 شب، پاتک عراقی‌ها به خط پدافندی کانال صوئیب شدید‌تر می‌شود. این شرایط تا 6‌صبح ادامه پیدا کرده و از این ساعت به بعد منطقه آرامشی عجیب پیدا می‌کند. غلامحسین عمو‌شاهی با حدس «آماده شدن عراقی‌ها برای ورود به جزیره» آمارِ سنگر‌های نگهبانی را می‌گیرد. از دو گروهان صد نفری که عصر چهارمین روز اسفند پدافند این‌جا را شروع کردند، تنها 3 نفر طلوع آفتاب هفتمین روز را دیدند.

غلامحسین عمو‌شاهی می‌گوید: «باقیمانده مهمات شهداء را تقسیم بر چهار کردم. 14‌موشک آر‌پی‌جی و اندازه یک و نیم‌خشاب کلاش فشنگ داشتیم. یک نفر ابتدا و دومی انتهای پُل را عهده‌دار شدند؛ خودم فرماندۀ سه نیرو شدم و سومی ورودی چَپِ پُل سنگر گرفت. برای احمد کاظمی اوضاع را تشریح کرده و آمادۀ آخرین دفاع شدیم. حدود 9‌‌صبح اولین گروه عراقی‌ها با ترکیب هشت نیرو، آماده عبور از پل شدند. شب قبل لودری را مامور کرده بودیم که روبه‌روی پل خاکریزی بزند، بیلش روی هوا بود که مورد اصابت قرار گرفت. همین لاشۀ سنگین، سنگر خوبی بود برای هماهنگی و ورود پیاده‌های عراقی‌ به جزیره. وسط پُل به تیرِ غیبِ آرپی‌جی‌هایِ ما گرفتار می‌شدند. کشته و زخمی شده و یا از ترس به داخل کانال پَرت می‌شدند. گروه‌های بعدی ‌هم بی خبر از همه جا، با شلیک بچه‌ها به همین سرنوشت دچار می‌شدند. بعدِ 5‌ گلوله‌ای که خودم شلیک کردم، نوبت به آخرین گلوله رسید؛ فقط یک نارنجک برای چهار نفرمان باقی مانده بود.»

آخرین گلوله شلیک شده از قبضۀ فرمانده گردان، کمانه کرده و 5 عراقی حاضر روی پل زنده به جزیره می‌رسند. (تصویر تزیینی است)

(خاطره ای از عملیات خیبر)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

x

حتما ببینید

«پِیک‌شدن» فرماندۀ گردان

اواخر تابستان63 همزمان با ادامۀ آموزش‌های گردان‌یاسر، احمد کاظمی طی یکی از سرکشی‌های منظم خود ...