شهدای مدافع حرم
خانه / خاطرات / تهدید مسلحانه خلبان هلی‌کوپتر
مرتضی بختیاری (نفر سمت راست)

تهدید مسلحانه خلبان هلی‌کوپتر

مرتضی بختیاری می‌گوید: «وقتی مهدی باکری با نبی رودکی تماس گرفت و پیام داد’من فرود اومدم، بقیه را هر طوری هست بگو بیاند پیش ما‘ ساعت حدود 2‌نیمه‌شب بود. اولین هلی‌کوپتری که سوار شدیم، بعدِ کلی پایین و بالا کردن خیلی محکم روی ماسه‌های کنار جاده فرود آمد و مدعی شد که توان حمل این وزن سنگین را ندارد. همه پیاده شدیم و برای کسب تکلیف پیش یکی از فرماندهان رفتیم. او هم گفت امشب هر جوری خواستید کار را پیش ببرید. یک گروهان کامل به همراه یک مینی‌کاتیوشا و خودروئی دیگر در هلی‌کوپتر مستقر شدیم. کلاش به دست بالای سر خلبان وایسادم و گفتم امشب باید هر طوری هست ما را بِبری جزیره. چند‌باری بلند شد و نشست و چند تا چرخی هم دور مقر زد. گفت آخه توی این تاریکی کجا برم؟ گفتم برامون مهتابی روشن کرده‌اند، بری جلوتر مشخصه.»

مرتضی بختیاری (نفر سمت راست)

خلبان به شمال مجنون که نزدیک می‌شود، درگیری شدید رزمندگان و عراقی‌ها آسمان را با تیرهای رسام روشن کرده بود. وقتی از بختیاری می‌شنود که باید در وسط همین درگیری‌ها فرود بیاد، بیشتر تعجب و وحشت می‌کند. یک دور زده و دوباره بر می‌گردد، این بار خودروی آتش گرفته و نورافکن نیروهای خودی را در نقطه‌ای امن‌تر نشان کرده و برای فرود ارتفاع کم می‌کند. البته این کاهش ارتفاع تا سه‌متری زمین بیشتر ادامه ندارد، طوری هلی‌کوپتر را کج می‌کند که از همان درب عقب تمامی نفرات مثل قطعات آجر بر روی هم تخلیه می‌شوند.

(خاطره مرتضی بختیاری یکی از فرمانده گردان های عملیات خیبر.)

توضیح: راوی در عملیات خیبر (اسفند62) فرمانده یکی از ۴گردانی است که به دل دشمن زده و همگی اسیر یا شهید می شوند. البته او الان «آزاده» است.)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

x

حتما ببینید

«پِیک‌شدن» فرماندۀ گردان

اواخر تابستان63 همزمان با ادامۀ آموزش‌های گردان‌یاسر، احمد کاظمی طی یکی از سرکشی‌های منظم خود ...