شهدای مدافع حرم
خانه / خاطرات / انتقال 600 ‌‌اسیر از جزیره

انتقال 600 ‌‌اسیر از جزیره

با توجه به وجود دهها چاه نفت در جزایر مجنون، علاوه بر عراقی‌ها تعدادی کارگر متعلق به شرکت‌های پیمانکاری نیز از دیگر کشور‌ها در منطقۀ عملیات حضور داشتند.تعداد زیادی از کارگران، با شدت گرفتن درگیری‌ها از طریق جاده موجود در وسط جزیره به سمت خاک عراق فرار می‌کنند که در نزدیکی‌های پل صوئیب توسط بچه‌های گردان ثامن الائمه اسیر می‌شوند.

با تکمیل عملیات پاک‌سازی جزایر از نیروهای عراقی در اولین ساعات صبح چهارم اسفند ماه 62، نزدیک به 600 ‌اسیر عراقی در منطقه‌ای وسیع جمع و جور می‌شوند. در بین آن‌ها حتی یک ایرانی که سال‌ها از اقامتش در کربلا می‌گذرد نیز وجود دارد. این کارمند داروخانه که اصالتاً تهرانی بوده و نشانی خواهرش در تهران را برای اثبات ادعاهایش ارائه می‌کند، کامیونی کوچک پر از دارو و تجهیزات را نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از نیاز رزمندگان را در آن «بی‌چیزی» تامین می‌کند. این کامیونت بعدها توسط رزمندگان اطلاعات عملیات باهمکاری مخابرات لشکر تجهیز شده و برای شنود واستراق سمع مکالمات دشمن استفاده می شد. در چنین عملیات‌هایی که فاصله نقطه رهایی و عقبه رزمندگان تا  منطقه درگیری زیاد بود، معمولاً نیروهای تدارکات لشکر خوراکی‌هایی مانند «گونی نون خشکه» در مسیر می‌انداختند تا نیروها استفاده کنند. مرتضی آقائی به پاس همکاری این ایرانی اسیر، یکی از همین گونی‌ها را تقدیم کرده و مسیر رسیدن تا اسکله قایق‌ها را نشانش می‌دهند.

احمد سلیمانی که به عنوان یک نیروی اطلاعات عملیات، انتقال اسرا را با کمک چهار تا پنج هم رسته‌ای خود انجام داده می‌گوید: «چند نفر به حالت نگهبان روی خاکریز‌های اطراف این نقطه، مواظب تحرکات اسرا بودند. نزدیک ساعت 11 که شد، درخواست آب کردند. با کُلمنی غنیمتی بین آن‌ها رفته و سقایی می‌کردم. البته برخی بچه‌ها هشدار می‌دادند که این کار خطرناکه، ممکنه بلایی سَرِت بیارند. در این بین بدن لرزان اسیری سیاه پوست توجهم را جلب کرد؛ به زبان بی زبانی درخواست داشت از داخل کانتینر نزدیک ما، لباسی تهیه کند. اجازه دادم ولی احساس کردم باید کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه باشد. وقتی برای پُرکردن کلمن آب بعدی برگشتم، دم کانتینر هم سَرَکی کشیدم. اسیر سیاه‌پوست وقتی من را دید، خیلی سریع فرار و خود را بین سایر اسرا گُم و گور کرد. آن‌جا یک قبضۀ آر‌پی‌جی 7 کاملاً نو و آماده شلیک وجود داشت که اسیر مورد اشاره گویا قصد داشت از آن در فرصتی مناسب استفاده نماید.» ساعتی بعد همه اسرا در 6 ستون آرایش داده شده و به سمت اسکله مجنون شمالی راه افتادند. از کامیون‌های غنیمتی که معمولاً دو نیروی مسلح جلوی آن مستقر می‌شدند نیز برای چنین جابه‌جایی کمک گرفته شد.

این شکل برخورد را محسن شهپری فر نیز به نوعی تایید می‌کند: «احمد کاظمی طی سخنرانی در میان تعداد زیادی از اسرا، با تشریح شرایط جغرافیایی خاص منطقه، اتمام حجت کرد که اگر تمایل به زنده ماندن دارید، خودتان باید به یک ستون راهی اسکله‌های ورودی مجنون شمالی شوید.»

فرماندۀ گردان ‌طفلان‌مسلم در مورد یکی دیگر از نمونه‌های برخورد با اسرای عراقی می‌گوید: «بچه‌ها در آن شرایط سخت که تدارکات به سختی انجام می‌شد، با وجود گرسنگی و تشنگی شدید جیرۀ کمپوت خود را به اسرای عراقی دادند.»

(تصویر تزیینی است)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

x

حتما ببینید

«پِیک‌شدن» فرماندۀ گردان

اواخر تابستان63 همزمان با ادامۀ آموزش‌های گردان‌یاسر، احمد کاظمی طی یکی از سرکشی‌های منظم خود ...